دعوت عاشقانه از معشوق؛ اشک و غم مهمانان منند:
پژوهشها نشان میدهد اشک ناشی از غم عاطفی ترکیب شیمیایی متفاوتی با اشک ناشی از پیاز دارد؛ در اشک عاطفی هورمونهای استرس مانند کورتیزول دفع میشود و به همین دلیل گریه بعد از فقدان میتواند نوعی تخلیهٔ سیستم عصبی باشد. در ادبیات فارسی اما اشک تنها پاکسازی نیست؛ مهمانی است که شاعر برای معشوق چیده است. غم، حسرت و اشک میهمانانیاند که با رسیدن یار، صحنه را ترک میکنند. اگر این مهمانها بروند، جایشان در دل چه چیزی میماند؟
راهکار:
در این بیت، شاعر خودش را میزبان اشک و غم و حسرت معرفی میکند و همزمان از معشوق میخواهد قدمی رنجه کند. تضاد «مهمان ناخوانده» و «میزبان چشمبهراه» را میشود اینطور دید: غمها تا وقتی که معشوق نیامده قدرت دارند، اما با رسیدن او همان مهمانی به جشن تبدیل میشود. همین چرخش از سوگ به امید، قلب تپندهٔ بیت است.