دیوانگی عشق و قضاوت عاقل:
افلاطون در «فایدروس» عشق را یکی از چهار «دیوانگی الهی» میداند و آن را بالاتر از خرد متعارف مینشاند؛ ارسطو اما قضاوت را فعل عقل عملی میدید. این پارادوکس هنوز در روانشناسی عشق زنده است: عاشق واقعیت را بازتعریف میکند و ناظر عاقل از بیرون فقط انحراف میبیند.
راهکار:
عقل و دیوانگی دو قطب یک طیفاند؛ عاشق نه بیعقل است نه دیوانه، بلکه تجربهاش قضاوت را از بیرون به درون منتقل میکند. اگر این بیت را ادامه میدادی، از زبان «دیوانه» یک سطر مینوشتی که عاقل هرگز جرئت گفتنش را ندارد؛ همان سطر معمولاً صادقترین بخش شعر میشود.