طنز تلخ مرگ؛ قبر کندن برای خود در باغچه:
در روانشناسی، افکاری از جنس «برای خودم قبر میکنم» به خانوادهی «ندای خلأ» نزدیکاند؛ مغز با شبیهسازی سناریوی خطر، نوعی پیشآگهی محافظتی میسازد. اما وقتی این تصویر به طنز تلخ تبدیل میشود، ذهن مرگ را به باغچهای آشنا و قابلکنترل بدل میکند تا اضطراب نیستی را مهار کند. به همین دلیل است که شوخی با تابوها در فرهنگها، مسیر اصلی تخلیهی ترس از مرگ بوده است.
راهکار:
این جمله تصویری وارونه از «خویشتنسازی» است: بهجای کاشتن، خود را در خاک میکارد. از منظر روانشناسی وجودی، شوخی با مرگ راهی برای کمکردن اضطراب نیستی است؛ ذهن با تبدیل مرگ به باغچهای آشنا، کنترل را بازمییابد. میتوان آن را بذر یک روایت شخصی دید: هر بیل، کندن یک لایه از خودِ قدیمی است.