شعر عاشقانه عرفانی: کل وجودم شدهای:
در تصویربرداری عصبی، عشق رمانتیک و تجربههای عرفانی الگوهای فعالسازی مشابهی در ناحیه تگمنتوم شکمی و هسته دمی مغز ایجاد میکنند؛ یعنی مغز بین پرستش معشوق و پرستش معنوی تمایز چندانی قائل نیست. پس پیوند «قبله و سجود» با معشوق فقط استعاره ادبی نیست، بلکه همپوشانی عصبی واقعی است.
راهکار:
این شعر در امتداد سنت عرفان عاشقانه فارسی است که معشوق را با قبله و ذکر پیوند میزند. از نگاه روانشناسی، احساس یگانگی با یک فرد محبوب، ترشح اکسیتوسین را افزایش میدهد و همان «آرامش محض» را در بدن و ذهن ایجاد میکند؛ گویی معشوق به نوعی تمرین تمرکز و مراقبه تبدیل شده است.