کارما نیست، کار ماست؛ راز مسئولیتپذیری:
در روانشناسی به «خطای بنیادین اسناد» برمیخوریم: ما کارهای خودمان را با شرایط بیرون توجیه میکنیم، ولی رفتار دیگران را به شخصیتشان ربط میدهیم. این جمله برعکس آن را میگوید و «کاره ما» را محور میکند. پژوهشها هم نشان میدهد باور به کارما میتواند حس کنترل ادراکی بدهد و رفتار اخلاقی را تقویت کند؛ یعنی حتی اگر کارما «نیست»، کارکرد روانشناختی آن واقعی است.
راهکار:
این جمله را میتوان به یک باور توانمندساز تبدیل کرد: به جای اینکه منتظر تعادل کارمایی در جهان باشیم، به این فکر کنیم که امروز چه انتخابی ساختهایم. بازنویسی پیشنهادی: «کارما نتیجهای نیست که از بیرون بیاید؛ همان رشته انتخابهای ماست که به امروزمان گره خورده است.»