راز «تو تمام دنیایی» از دیدگاه کارل یونگ:
در نظریهی کارل یونگ، عشق یکشبه و مطلق «فرافکنی کهنالگویی» است: معشوق ظرفِ آنیما یا آنیموسِ ناخودآگاه تو میشود. جالبتر اینکه اسکنهای مغزی عشق پرشور با الگوی اعتیاد به مواد یکسان است؛ پس «تو تمام دنیایی» فقط استعاره نیست، مدار پاداش مغز است. اما یونگ هشدار میداد هرچه بیشتر فرافکنی کنی، کمتر خودت را میشناسی. سوال اینجاست: میشود عاشق بود بدون اینکه کسی را کل دنیا کنیم؟
راهکار:
این حرف از منظر یونگ «فرافکنی» است؛ معشوق تبدیل به پردهای شده که تصویر ناخودآگاه خودت روی آن افتاده. اگر روزی این پرده کنار برود، دنیا از دست نمیرود؛ تازه میتوانی آن بخش پنهانِ خودت را ببینی و دوباره عاشقانه به زندگی نگاه کنی.