شعر عاشقانه: یک نفر نیست تو را قسمت من گرداند؟:
در فرهنگ ایرانی، «قسمت» واژهای کلیدی در عشق است که از ریشهٔ «قسم» به معنی تقسیم شدن سرنوشت میآید. جالب اینکه در ادبیات کلاسیک فارسی، واسطههای عشق (پیر مغان، دلالگان) اغلب نماد عقل فعال یا راهنمای روحانیاند! سعدی همین مضمون را با طنز «به چه کار آیدت ز گل طبقی؟ از گلستان ما ببر ورقی» بیان کرده. این یک درخواست ساده نیست؛ اشارهای به مسئولیت جمعی در خوشبختی دیگران است که در روانشناسی اجتماعی «رفتار جامعهیار» نام دارد. آیا شبکههای اجتماعی مدرن، همان دلالگان عشق قدیماند؟
راهکار:
این بیت یک درخواست غیرمستقیم و طنازانه برای یاری در وصال است. در فرهنگ ایرانی، «واسطه» یا «دلاله» نقشی تاریخی در ازدواج داشته؛ شاعر با چاشنی طنز میگوید اگر شهر مسلمان دارد، چرا کسی کار خیر نمیکند؟ این یعنی عشق فقط امری فردی نیست، بلکه مشارکت اجتماعی هم میطلبد. شاید پاسخ مدرن آن، فعالسازی حلقههای اجتماعی برای دوستیابی باشد؛ پس به جای انتظار منفعل، شبکهی خود را گسترش دهید.