طنز تلخ عدالت؛ وقتی قاضی داد میزند عدالت وجود ندارد:
در فلسفه حقوق به این وضعیت «تناقض اجرایی» میگویند: اگر گزاره «عدالت وجود ندارد» از زبان مقام قضایی صادر شود، خودِ ادعا اعتبار نهاد قضاوت را نقض میکند. جالبتر اینکه «قاضی شکاک» در تاریخ بارها ظهور کرده؛ از محاکمه سقراط تا نظریه انتقادی حقوق. اگر نگهبان قانون دیگر به قانون باور نداشته باشد، مشروعیت از کجا میآید؟
راهکار:
این جمله یک تناقض نمایشی نیست؛ نوعی اعتراف سیستمی است: وقتی مجری عدالت نبودِ آن را فریاد میزند، یعنی اعتماد به نهادها از درون ترک برداشته است. میتوان این ایده را به داستانی کوتاه از یک جلسه دادگاه خیالی بسط داد که در آن قاضی به جای صدور حکم، کیفرخواست خودش را میخواند.