بیانصافی زندگی؛ یک بار متولد شدن و هزار بار مردن:
در سوگشناسی «مرگ اجتماعی» را جدا از مرگ زیستی تعریف میکنند: وقتی نقش، شغل، باور یا رابطهای نابود میشود، نسخه قبلی آدم میمیرد. پژوهشهای تصویربرداری مغز نشان میدهد تجربه طرد اجتماعی همان نواحی درد فیزیکی را فعال میکند؛ یعنی مغز نمیداند «دلشکستگی» فقط استعاره است. اگر هر طرد یک مرگ کوچک باشد، پس هزاران آدمِ درونِ یک بدن بینهایت بار میمیرند.
راهکار:
شاید بتوان این نگاه را وارونه دید: هر بار از آن هزار بار مردن، یک تولد دوباره است؛ نسخهای کهنه میمیرد تا نسخهای آگاهتر به دنیا بیاید.