احساس گمگشتگی و جستجوی بی پایان در عشق:
در علوم اعصاب، «حالت جریان» یا فلو توضیح میدهد که چرا در تعقیب یک هدف یا شخص، حس زمان و خودآگاهی محو میشود. قشر پیشپیشانی مغز که مسئول خودانتقادی و هویت است، موقتاً کمکار میشود. به همین خاطر است که میگویی «خودم گم میکنم». این یک سرخوشی عصبی-شیمیایی است، نه لزوماً عشق. مغز تو پاداش جستجو را با پاداش یافتن اشتباه گرفته و در لوپ دوپامین گیر افتاده است.
راهکار:
در روانشناسی به این «جابجایی کانون توجه» میگویند. ذهن آنقدر روی مقصد (تو) متمرکز میشود که مسیریاب درونیاش (خود) را از کار میاندازد. شاید سفر واقعی، یافتن نقشه درون است نه گمشده بیرون.