قسمت دوم: «ردپا»
صدای شکستن شاخهها نزدیکتر شد.
جونگکوک آرام از پنجره بیرون را نگاه کرد، اما فقط تاریکی دیده میشد.
ناگهان لیسا فریاد زد: «اونجا... یکی پشت درخته!»
همه به سمت پنجره دویدند، اما وقتی نگاه کردند، هیچکس آنجا نبود.
فقط یک ردپای گِلی جلوی کلبه مانده بود...
ادامه دارد...️
صدای شکستن شاخهها نزدیکتر شد.
جونگکوک آرام از پنجره بیرون را نگاه کرد، اما فقط تاریکی دیده میشد.
ناگهان لیسا فریاد زد: «اونجا... یکی پشت درخته!»
همه به سمت پنجره دویدند، اما وقتی نگاه کردند، هیچکس آنجا نبود.
فقط یک ردپای گِلی جلوی کلبه مانده بود...
ادامه دارد...️
-
فانتزی و تخیلی داستان ترسناک کوتاه جونگ کوک و لیسا کلبه در جنگل ردپا در جنگل مغز انسان طوری طراحی شده که الگوها را حتی در محرک...