زندگی در گذر است؛ جوانی زودگذر و گذر عمر:
مغز زمان را با «تازگی» میسنجد: هر تجربه تازه، حافظه بیشتری میسازد و زمان ذهنی کش میآید. به همین دلیل سالهای جوانی با وجود کوتاهی، بلندترین فصل خاطراتاند. هر بار که مسیر تکراری را میروی، مغز بخشی از آن را حذف میکند؛ زمانِ واقعی میگذرد، اما زمانِ ادراکی آب میرود. اگر جوانی رهگذر است، پس چرا تجربههای تازه آن را در حافظه پهنتر نمیکنیم؟
راهکار:
جوانی رهگذر است، اما رهگذرها هم میتوانند رد نور بگذارند. جای حسرت ماندن، شدت لحظه را انتخاب کن: یک تجربه تازه، یک گفتوگوی صادقانه، یک خاطره که بعدها گرمت کند.