نازنینا ما به ناز تو جوانی دادهایم؛ غزل عاشقانه غمگین:
مغز عاشق، فعالیت قشر پیشپیشانی را کاهش میدهد؛ همان بخش مسئول سنجش هزینه-فایده و ادراک گذر زمان. پژوهش دانشگاه استونی بروک نشان میدهد عشق رمانتیک با جهش دوپامین همراه است، برای همین سالها فداکاری در مدار پاداش مغز مثل یک لحظه بیوزن ثبت میشود. جوانی خرج نمیشود؛ شیمی مغز آن را از ترازوی سود و زیان خارج میکند. اگر زمان برگردد، آیا همین مدار دوباره همان انتخاب را تکرار میکند؟
راهکار:
جوانی را «دادن» مینامیم، اما شاید دقیقتر آن است که بگوییم جوانی در ازای تجربهی نابِ شیفتگی مبادله شده است. در روانشناسی، حسرت گذشته معمولاً نه از خودِ انتخاب، بلکه از بسته شدنِ گزینههای احتمالی میآید؛ آنچه آزارمان میدهد رفتن جوانی نیست، از دست رفتنِ «امکانهای دیگر» است.