جنگِ شرف یا بیشرفی ذاتی؟ تأملی بر #کارما:
در سال ۱۹۱۴، هزاران سرباز آلمانی و بریتانیایی در جبهه غرب، آتشبس غیررسمی کریسمس را آغاز کردند؛ فوتبال بازی کردند و هدیه رد و بدل کردند. فرماندهان خشمگین شدند، اما این نشان داد 'شرف در جنگ' یک هنجار تحمیلی نیست، بلکه نوعی قرارداد بقا است که از پایین میجوشد. اگر این قرارداد بشکند، جنگ به 'بیشرفیِ بیشرفه' تبدیل میشود؛ خشونتی کور که قوانین زنجیره غذایی را هم زیر پا میگذارد. آیا کارما در سنگرها بقای پنهان دارد؟
راهکار:
بیایید این تناقض رو گسترش بدیم: یک هایکو بنویسید که در آن، شرف مثل سربازی گمشده در میدان جنگ، توسط هیچکس پیدا نمیشود و کارما تماشاگر خاموش است.