پارادوکس عمیق جمله «به هیچکس اعتماد نکن»:
در روانشناسی، این پارادوکس «اعتماد به بیاعتمادی» نام دارد: اگر به «به هیچکس اعتماد نکن» اعتماد کنی، عملاً به یک منبع اعتماد کردهای. در نظریه بازیها، بیاعتمادیِ همگانی به «تعادل نش»ی میانجامد که بهینه نیست. جالب است که همین جمله در جوامع با سطوح بالای فساد، به یک خرد جمعی تبدیل میشود. آیا این جمله در عمل خودش را نقض میکند؟
راهکار:
این جمله یک پارادوکس کلاسیک است: برای اجرای آن باید به خود جمله اعتماد کنید، اما خود جمله میگوید به هیچکس اعتماد نکن. آیا میتوانید راهی برای خروج از این دور باطل پیدا کنید؟