اعتماد فقط به خدا: نه به هیچکس دیگر:
از نظر عصبشناسی، مغز ما طوری سیمکشی شده که برای بقا نیاز به اعتماد کردن دارد. هورمون اکسیتوسین که «مولکول اعتماد» نامیده میشود، در تعاملات انسانی ترشح میشود و بدون آن فرو میپاشیم. جالب است که قویترین تجربههای روحانی و عرفانی هم همین اکسیتوسین را در مغز آزاد میکنند. آیا این یعنی نیاز به اعتماد، چه به خدا و چه به دیگری، یک حس بیولوژیک مشترک است؟
راهکار:
اعتماد مطلق یک سرهمبندی ذهنی برای کاهش اضطرابه. روانشناسان میگویند بیاعتمادی کامل به دیگران، همانقدر افراطی است که اعتماد کورکورانه. شاید بشود به جای رد کامل انسانها، «اعتماد هوشمندانه» را تمرین کرد: سنجیده شک کردن ولی قفل نشدن. اینطوری هم ایمان قلبیات به خدا مستدام میماند، هم تنهایی راه به جایی نمیبرد.