میخوام اسمتو دیکشنری سیو کنم؛ چون به زندگیم معنی میدی:
در فرهنگنویسی، هر مدخل یک تعریف ثابت ندارد؛ معنا در جمله ساخته میشود. سوسور میگفت معنا از تفاوت نشانهها میآید. اما وقتی یک اسم را «سیو» میکنی، مغز او را از میان هزاران واژه جدا میکند و به یک لنگر معنایی بدل میسازد؛ مثل مدخلی که فقط برای تو تعریف دارد. آیا اسم آدمها هم میتوانند معنی زندگی را عوض کنند؟
راهکار:
این جمله فقط یک تعریف ساده نیست؛ داری میگویی آن اسم از حاشیهٔ فرهنگ لغت بیرون آمده و در متن زندگیات نشسته. میتوانی همین استعاره را عمیقتر کنی: برای هر خاطره یک «مثال کاربردی» کنار اسمش بنویس، مثل فرهنگنویسی که برای هر واژه جملهٔ نمونه میسازد. بعد از مدتی یک فرهنگ خصوصی از رابطهتان داری که هیچ دیکشنری دیگری ندارد.