گم شدن در چشمانت؛ آیا پیدا میشوم؟:
تماس چشمی طولانی، در مغز دو نفر یک مدار مشترک میسازد: نورونهای آینهای و هسته اکومبنس فعال میشوند، مردمکها ناخودآگاه گشاد میشوند و ترشح اکسیتوسین، حس «گم شدن» را به یک پاداش عصبی تبدیل میکند. یعنی چشمها فقط پنجره نیستند؛ اتاقی تاریکاند که مغز قفلش را از پیش باز کرده. اگر گم شدن در نگاه واقعی باشد، چرا مردمکها پیش از لبها جواب میدهند؟
راهکار:
پیدا شدن در نگاه کسی، بیشتر از یک پاسخ، یک جهت است: همان لحظه که میپرسی «پیدایم میکنی؟»، بخشی از تو که منتظر دیده شدن است، خودش را پیدا کرده. اگر میخواهی این شعر کامل شود، ادامهاش را از زبان چشمان او بنویس: آنجا که تو گم میشوی و او با یک پلک زدن، مسیر را نشان میدهد.