تنهایی؛ در نبردی که هر دو طرفش منم:
در مغز، تنهایی و درد فیزیکی مسیر مشترکی دارند؛ مدار سینگولیت قدامی. به همین دلیل طردشدگی واقعاً درد دارد. از طرفی مغز آدمِ تنها، محرکهای اجتماعی مبهم را تهدیدآمیزتر رمزگشایی میکند، هوشیاری بیش از حد ایجاد میکند و چرخه انزوا را عمیقتر میسازد.
راهکار:
این جمله را میتوان از زاویه نوسان بین خودکارآمدی و درماندگی دید؛ گاهی بر تنهایی غلبه میکنی و گاهی او بر تو. شاید تنهایی نه حریف، که آینهای است که هر دو روایت را همزمان نشانت میدهد.