در رو باز بزار؛ شعری برای امید بعد از رفتن:
در روانشناسی محیطی، «درِ باز» فقط یک شیء نیست؛ محرکی است که مغز آن را گذرگاه احتمال تفسیر میکند. مطالعات نشان دادهاند فضاهای نیمهباز سطح دوپامین را در انتظارِ رخداد تازه بالاتر نگه میدارند. در ادبیات فارسی هم «در» اغلب مرز میان عزلت و وصل است؛ بازماندنش یعنی زمان را برای بازگشت یا ورود دیگری منجمد نکردهایم.
راهکار:
این متن را میتوان دعوتی به مهماننوازی روانی دانست: هر رفتنی فضایی خالی میکند تا ورودی تازه ممکن شود. درِ باز، هم مرز میان غیاب و حضور است و هم نشانهای که رابطه را تمامشده نمیداند.