زیبایی جمله «تو جون بخواه» و راز حس خوب آن:
در زبانشناسی اجتماعی، پدیدهای داریم به اسم «کنش گفتاری غیرمستقیم»؛ جمله «تو جان بخواه» یک درخواست مستقیم نیست، یک حرکت عاطفی ناب است که فراتر از امکان اجرا، فقط قصد برقراری نزدیکی را دارد. جان آستین، فیلسوف زبان، میگفت بعضی جملات جهان را تغییر نمیدهند، بلکه رابطه را میسازند. اینجا حتی اگر تقاضا محال باشد، عمل رابطهسازی با همان لطافت انجام میشود. به نظرتان آیا در زبان فارسی چنین جملاتی بیشتر از فرهنگهای دیگر وابسته به بستر رابطهاند یا معنا دارند؟
راهکار:
جمله «تو جان بخواه» در روانشناسی ارتباطات، یک «بیان رابطهای» است. قدرت آن نه در برآورده شدن خواسته، که در ابراز تمنا و پذیرش متقابل نهفته است. حس خوبش از این میآید که به طرف مقابل میگوید: «تو آنقدر برایم ارزشمندی که حتی آرزوی چیزی را که مطلقاً ندارم، از تو طلب میکنم». این یک بازی عاطفی با مرز ناممکنهاست.