باران یادم داد هر سقوطی آغازی دوباره است:
قطرات باران برخلاف تصور عموم اشکیشکل نیستند؛ به دلیل مقاومت هوا شبیه نان همبرگری صاف میشوند. جالبتر اینکه باران فقط از تبخیر اقیانوسها حاصل نمیشود، گیاهان با فرایند «تعرق» سهمی عظیم دارند. همین باران که نماد سقوط است، درواقع یک چرخه بیوقفه از برخاستن است. اگر جامعه شکست را نه تهدید، که لازمهی رشد بداند چه میشود؟
راهکار:
شاید هر قطره باران که فرو میافتد، نمونهای از «ضدشکنندگی» است؛ همانطور که استخوانها پس از شکست قویتر میشوند، افتادنهای ما هم میتوانند مقاومترمان کنند. این چشمانداز، شکست را از تهدید به فرصتی برای استحکام تبدیل میکند.