کاش یه رفتگر بود آدمای سمی رو جمع میکرد:
در انسانشناسی، مری داگلاس میگوید کثیفی اساساً هر چیزی است که سر جایش نیست؛ یعنی «آدم آشغال» از نگاه اجتماعی یعنی کسی که نظم نمادین جمع را به هم میزند. از طرفی روانشناسی نشان میدهد انزجار اخلاقی در همان ناحیهای از مغز پردازش میشود که انزجار فیزیکی؛ برای همین است که آدمها را با زباله یکی میگیریم و آرزوی جمعشدنشان را داریم.
راهکار:
این جمله در واقع یک فیلتر ذهنی است: ذهن برای تحمل ناامیدی از آدمها، آنها را در دستهبندی «ناخالصی» میگذارد تا از رابطه فاصله بگیرد. از همین زاویه، آن رفتگر خیالی بیشتر یک میل درونی برای پاکسازی فضای ذهنی است تا حذف واقعی آدمها از جامعه.