شعر تلخ جدایی؛ صبح من شب شد و تو راحت رفتی:
تحقیقات عصبشناسی نشان میدهد غم عشق مثل ترک یک ماده مخدر مدارهای مغزی یکسانی را فعال میکند. در این حالت، درک زمان بههم میریزد: روزها کش میآیند و شبها بیپایان. جملهات بازتاب یک پدیدهٔ علمی است به نام «گشودگی زمانی» (Temporal Dilation) که در آن قشر اینسولار مغز، گذر زمان را بر اساس شدت هیجان تنظیم میکند. برای تو هر صبح یک شب طولانی است، برای او فقط یک روز عادی.
راهکار:
جدا شدن همیشه برای یکی سختتر است، چون مغز او هنوز در فاز «پاداش معتادگونه» به حضور معشوق گیر کرده است. درحالیکه طرف دیگر احتمالاً خیلی زودتر مسیر پردازش منطقی جدایی را طی کرده. این یعنی تو آدم ضعیفی نیستی، فقط شیمی مغزت دیرتر میگذرد.