تنهایی وجودی: آنجا که جان هم جهان را ترک میکند:
مسئلهٔ سخت آگاهی میگوید هر مغز جهان درونی کاملاً خصوصی میسازد که با هیچ نمادی به دیگری منتقل نمیشود؛ کوالیا مانند رمزی یکبارمصرف در لحظه میجوشد و میمیرد. پس «محال است کسی درک کند» نه ضعف شاعر، که معماری بنیادین زیستشناسی ماست. آیا تا به حال فکر کردهاید شاید تنهاییِ محض، تنها چیز مشترک میان تمام انسانها باشد؟
راهکار:
این احساس را نه چون زخم، که چون اثر انگشت کیهانی ببین: در نظریهٔ ذهنهای تکافتاده، این آگاهیِ محض و تقسیمناپذیر تنها چیزی است که در تورم ابدی عالم، هویتِ جداگانهٔ تو را ثابت میکند؛ تنهاییِ توصیفناپذیر، گواهِ واقعیترین داشتهات است.