هیچکس نبودم؛ خودم بودم: کشف هویت در تنهایی:
در روانشناسی، حس شدید جدایی از دیگران گاه «تنهایی اگزیستانسیل» نامیده میشود؛ احساسی جهانی که از آگاهی به شکاف غیرقابل عبور بین ذهن خود و ذهن دیگران ناشی میشود. این همان درکی است که فیلسوفانی مانند سارتر پایهی آزادی انسان میدانستند. آیا این انزوا، زندان است یا workshop شخصیسازی وجود؟
راهکار:
این حسِ «تنها بودنِ» مطلق، در فلسفهی اگزیستانسیالیسم، نه یک شکست، که نقطهی آغاز آفرینش «خود» واقعی محسوب میشود. شاید بتوانید این فضای خالی را نه به عنوان خلاء، بلکه به عنوان بوم سفیدی برای ترسیم ارزشهای کاملاً شخصیتان ببینید.