خستگی از جامعه مردهپسند؛ چرا زندهها را میکشیم؟:
در روانشناسی به این «سوگیری منفی» میگویند: مغز آدمها برای بقا، زندهها را تهدید میبیند، اما مردهها چون خطری ندارند، در خاطره «بهترین نسخه» میشوند. پژوهشهای حافظه نشان میدهد بعد از مرگ دیگران، ذهن ناخودآگاه نقصهایشان را پاک میکند و از آنها «بت» میسازد؛ به همین دلیل هر زندهای در برابر مردهپسندها محکوم است. این فقط بدبینی نیست؛ یک خطای شناختی جمعی است.
راهکار:
این خستگی را میشود «اعلام پایان مدارا» خواند؛ نه نفرت از زندگی، بلکه جدی گرفتن زنده بودن. هر کس از مردهپسندی جماعت خسته شود، هنوز دارد زندگی را با معیارهای تازهای میسنجد.