جایگزین ناپذیری معشوق؛ شعری برای وفاداری:
در علوم اعصاب، عشق انحصاری با فعالسازی ناحیه تگمنتوم شکمی و ترشح دوپامین همراه است؛ مغز معشوق را مانند امضای عصبی یکتا کدگذاری میکند و جایگزینی را تهدیدی برای هویت میبیند. در عرفان فارسی اما «نظیر» معشوق غالباً غایب است؛ عاشق به تصویری وفادار میماند که خود در آینه ادراک ساخته. آیا عاشق به شخص وفادار است یا به تصویری که ساخته؟
راهکار:
این بیتها را میتوان از زاویه نظریه دلبستگی هم خواند: آنچه «جایگزینناپذیر» مینامیم، اغلب ترکیبی از خاطره، پیشبینیپذیری و معنای ساختهشده در ذهن است؛ پس معشوق یکتا نیست، بلکه معنایی که در او ساختهایم یکتاست.