پارت ۸
آوا با عجله، دستِ رادین را گرفت و با استفاده از یک وردِ قدیمی، سعی کرد پیوند او با ساعت را ضعیف کند. آنها توانستند از میانِ میانبرِ زمان به داخلِ برج برسند، اما حالا رادین دیگر یک پسرِ معمولی نبود؛ او میتوانست جریانِ زمان را مثل یک رودخانه در مقابل چشمانش ببیند. او میدید که آینده چطور در میانِ رشتههایِ نور و تاریکی در هم میپیچد.
️
آوا با عجله، دستِ رادین را گرفت و با استفاده از یک وردِ قدیمی، سعی کرد پیوند او با ساعت را ضعیف کند. آنها توانستند از میانِ میانبرِ زمان به داخلِ برج برسند، اما حالا رادین دیگر یک پسرِ معمولی نبود؛ او میتوانست جریانِ زمان را مثل یک رودخانه در مقابل چشمانش ببیند. او میدید که آینده چطور در میانِ رشتههایِ نور و تاریکی در هم میپیچد.
️
-
فانتزی و تخیلی داستان فانتزی جریان زمان دیدن آینده جادوی قدیمی در فیزیک مدرن، «اکنون» یک توهم است؛ طبق نسبیت، گذش...