زخمهایی که خوب نمیشوند؛ شعری برای درد ماندگار:
در پزشکی، هر زخم عمیق دو مرحله دارد: التیام سریع با کلاژن بینظم، و بازسازی آهسته. وقتی عمق زیاد باشد، بدن فقط کلاژن میریزد؛ نتیجهاش بافتی بدون فولیکول مو و غدد عرق است: همان جای زخم. اما نکتهی عجیبتر این است که گیرندههای درد در خودِ جای زخم بازسازی نمیشوند؛ پس ما دردِ زخم را مدتها بعد از بستهشدنش حس میکنیم، چون سیستم عصبی مسیر درد را حفظ کرده. بعضی زخمها را بدن نگه میدارد تا فراموش نکنیم؟
راهکار:
این بیت را میشود مثل یک اسکار عاطفی خواند: بعضی زخمها پس از التیام، تبدیل به بخشی از نقشهی تن میشوند؛ نه برای نمایش درد، بلکه برای یادآوری مسیری که رد شدهای. اگر ادامهاش بدهی، میتوانی تصویر «جای زخم» را به نشانهی بقا بدل کنی، نه بازماندهی یک خونریزی.