ارزش دوست خوب و جای خالی که نبودنش میگذارد:
مطالعات عصبشناختی نشان میدهد تجربهٔ طرد یا فقدان دوست صمیمی، همان نواحی مغزی درگیر در درد فیزیکی (قشر کمربندی پیشین و اینسولا) را فعال میکند. مغزِ انسان برای بقا در گروه تکامل یافته و تنهایی را معادل خطر جسمی میداند. از طرفی «سازگاری لذتگرایانه» باعث میشود ارزش یک همراه خوب تا وقتی حاضر است حذف شود؛ محاسبهگر درونی ما فقط بر «تفاوت» حساس است، نه «حضور». پس دلتنگی در واقع یک خطای ادراکی برای یادآوری نعمتهاست. آیا میتوان این خطا را با تمرین قدرشناسی خنثی کرد؟
راهکار:
این جمله یک «سوگیری دسترسپذیری» را نشان میدهد: ذهن ما چیز حاضر را کمرنگ میبیند و غیبت را برجسته. دفعه بعد که دوستت را میبینی، بهجای تعارف کلی، یک خاطره مشترک و بامزه را تعریف کن تا آن نعمت از حالت نامرئی بیرون بیاید.