کاش در نگاهت جا بگیرم مثل اشک:
اشک تنها چیزی است که چشم میبیند اما خودش را نمیبیند. از نظر نوروبیولوژی، اشکهای احساسی حاوی پروتئینهایی هستند که فقط در واکنش به عواطف عمیق ترشح میشوند. پس درخواست شاعرانهات در واقع یک حقیقت زیستی را فریاد میزند: میخواهی از جنس همان مولکولهای شفاف و نادیدنی باشی که نگاه را معنا میدهند. حالا سؤال: آیا آن چشمها اصلاً تو را به عنوان اشک میپذیرند یا فقط یک خیال غبارگرفتهای؟
راهکار:
این مصراع انگار از دل یک غزل نیمهکاره بیرون زده. اگر ادامهاش را بنویسی، میتوانی از لحظهای بگویی که اشک روی مژه میلرزد و نگاه از پشت آن تار میشود — دقیقاً جایی که تو میخواهی باشی.