دیاری که جای غمگینان نیست:
یک حقیقت شگفتانگیز: در روانشناسی اجتماعی، «بیجایی» یا طرد اجتماعی اغلب باعث افزایش خلاقیت میشود چون فرد برای بقای عاطفی مجبور به خلق جهانهای جایگزین در ذهن میشود. تاریخ ادبیات پر از شاعران و نویسندگانی است که از دل همین بیخانمانی درونی، ماندگارترین آثار را پدید آوردند. آیا این سرزمین بیغم، ارزش زیستن دارد اگر حتی جایی برای حسرت در آن نباشد؟
راهکار:
این بیت را میتوان از زاویهٔ دیگری دید: شاید «دیار ما» جایی نیست که غم را تاب بیاورد، اما خود غمگینان سرزمینی میسازند از جنس واژهها و خاطرهها. پیشنهاد میکنم با نوشتن یک شعر یا قطعهٔ کوتاه، آن سرزمین ذهنی را توصیف کنید.