از چشم افتادن؛ جای اشک تو:
اشک احساسی با اشک پایه از نظر ترکیب متفاوت است: حاوی هورمونهای استرس و انکفالینهاست و تخلیهاش برانگیختگی فیزیولوژیک را کاهش میدهد. استعارهٔ «از چشم افتادن» هم چشم را مرکز اعتبار و ارزش اجتماعی میداند؛ گویی ریختن اشک و ریختن ارزش از یک دریچه میگذرند. چرا زبان، اعتبار را با «چشم» میسنجد؟
راهکار:
این جمله با ایهام «از چشم افتادن» بازی میکند: یک لایه یعنی جای اشک، لایه دیگر یعنی سقوط ارزش. میتوان آن را به تصویری کاملتر تبدیل کرد: «جای اشک تو چشم بود، اما اعتماد جای دیگری افتاد.»