اگر پایان را میدانستیم، هیچ آغازی نبود؟:
در روانشناسی به این موقعیت «پیشبینی عاطفی» میگویند: انسانها شدت دردِ پایان را بیش از اندازه برآورد میکنند و به همین دلیل، اگر پایان را بدانند، از آغاز فرار میکنند. اما پژوهشها نشان میدهد مغز خاطره را بر اساس «اوج و پایان» بازسازی میکند؛ یعنی اگر پایانی تلخ بدانی، کل روایت را تلخ میبینی و لذت مسیر را از دست میدهی. در فلسفه، دانستن قطعی آینده با ارادهٔ آزاد در تضاد است؛ انگار ندانستن پایان، شرط لازم انتخابکردن است.
راهکار:
در روانشناسی به این حالت «خطای پیشبینی عاطفی» میگویند؛ ما فکر میکنیم اگر پایان تلخ را میدانستیم هرگز شروع نمیکردیم، اما مغز شدت درد آینده را بیش از حد واقعی برآورد میکند. تجربهٔ زیسته از مجموع لحظهها ساخته میشود، نه فقط از صحنهٔ پایانی؛ برای همین است که ندانستن پایان، بخشی از سوختِ آغاز است.