دلتنگی برای معشوق و ترس از آرزوی برآوردهنشده:
مغز انسان برای حسرت، سوختِ آماده دارد: مطالعات روانشناسی سالمندی نشان میدهد پشیمانی از ناگفتهها و آرزوهای برآوردهنشده ماندگارتر از پشیمانیِ خطاهای عملی است. در ادبیات فارسی هم «آرزوی پنهان» همارزِ میل سرکوبشده است؛ هر چه سرکوب شود، در ضمیر ناخودآگاه پررنگتر هذیان میسازد. مسئله این است: چرا گاهی نزدیکترین غایب، نامرئیترین است؟
راهکار:
این بیت دو زمان را در هم میفشارد: حالِ بیخبری از حضور و آیندهای که آرزو در آن دفن میشود. انگار معشوق نه غایب، بلکه در پردهای از نادیدن است؛ آرزو را نه در گور، که در زبان باید جست. تا وقتی خطاب ادامه دارد، حضور منتفی نیست.