آتشی در سینهام دارم که جانم سوخته...
دیگر از دنیا نگو با من، جهانم سوخته...
ظاهرم خوب است اما خوب میدانم خودم..
از درون خاکسترم، روح و روانم سوخته....
هر کجا از حسرتِ بسیارِ قلبم گفتهام...
اندکی راحت شدم، اما زبانم سوخته...
بد کشیدم بد شکستم بد نشستم پایِ دل...
از همین آشِ نخورده، بد دهانم سوخته...️
دیگر از دنیا نگو با من، جهانم سوخته...
ظاهرم خوب است اما خوب میدانم خودم..
از درون خاکسترم، روح و روانم سوخته....
هر کجا از حسرتِ بسیارِ قلبم گفتهام...
اندکی راحت شدم، اما زبانم سوخته...
بد کشیدم بد شکستم بد نشستم پایِ دل...
از همین آشِ نخورده، بد دهانم سوخته...️
4.3
غمگین تنهایی دل سوخته حسرت قلب درد پنهان خاکستر درون آیا میدانید احساس «سوختن» درونی، از نظر علوم اعصا...