حساب نکردمت، چون حسابت را کرده بودی:
در نظریه بازیها، «حساب نکردن» با «بیارزش گرفتن» یکی نیست؛ یعنی فرد را از معادله حذف نمیکنی، فقط هزینه پیشبینینشدهاش را وارد نمیکنی. پارادوکس اعتماد همینجاست: رابطهای که در آن حسابوکتاب پنهان شود، به بازار تبدیل میشود؛ ولی بیحسابی کامل هم ریسک خیانت را بالا میبرد. تو کدام طرف معادله ایستادهای؟
راهکار:
این عبارت، یک بازی زبانی با «حساب» است: حساب نکردن و حساب کردن همزمان. برای عمیقتر شدن، از دو زاویه ادامه بده: یکی «بیحساب ماندن» بهعنوان امنیت، و یکی «حساب پس دادن» بهعنوان خیانت به اعتماد. اگر میخواهی اثر بگذارد، انتهایش را با یک سؤال باز ببند، نه با نتیجهگیری.