شعر عاشقانه ذره ذره محتاج تو:
در اقتصاد، «ارزش» را نه با فایده کل، که با نیاز نهایی میسنجند: آب حیاتی است اما ارزان، الماس کمفایده اما گران. ذرهذره محتاج بودن یعنی تو از قلمروی قیمت بیرون میزنی؛ جایی که هر واحد بیشتر، نه کمتر که حیاتیتر میشود. پس «اسراف» برای چیزی معنا دارد که جایگزینپذیر است، نه برای نیاز بیجانشین.
راهکار:
این ابیات را میتوان مثل یک معادله اقتصادی خواند: نیاز ذرهذره، ارزش نهایی را بالا میبرد. برای عمیقتر شدن، یک جزئیات حسی جای «اسراف» بگذار؛ مثلاً صدای نفسهای کسی که هر ثانیه دورتر میشود. این جایگزینی، شعر را از کلیگویی نجات میدهد.