نابودی حس خوب بعد از خیال پردازی عروسی و زندگی مشترک:
مغز انسان عجیبترین شبیهساز دنیاست. وقتی شما ماهها یک آیندهٔ مشترک را با تمام جزئیاتش – لباس عروسی، اسم بچه، لحن صبح بخیر گفتن – در ذهن میسازید، از نظر نورولوژی، آن سناریوها تقریباً به اندازهٔ خاطرات واقعی در هیپوکامپ و قشر پیشپیشانی ثبت میشوند. فروپاشی این تصاویر، مغز را دقیقاً در همان مسیر سوگ ناشی از فقدان فیزیکی قرار میدهد. به همین دلیل «نابودی»ای که توصیفش میکنید، یک واکنش بیوشیمیایی واقعی به یک «مرگ ذهنی» است. چقدر طول کشید تا مغزت قبول کند آن آینده فقط یک شبیهسازی بوده؟
راهکار:
در روانشناسی به این حالت میگن «سوگواری برای آیندهای که هرگز اتفاق نیفتاد». انگار مغزت یک انسان واقعی رو از دست داده، درحالیکه آن آدم فقط یک رؤیای دقیق و پرجزئیات بوده. نکتهٔ جالب اینجاست که التیام این زخم ذهنی درست به اندازهٔ یک فقدان واقعی زمان میبره، چون مدارهای عصبی درگیر در تصویرسازی و خاطره تقریباً یکساناند. پس این حس افتضاحی که داری کاملاً معتبره.