جستجو کنید..موضوع
نوع فیلترفیلتر
بهترزبان
بهترترتیب

حس کش آمدن زمان

1 پست
متن های حس کش آمدن زمان / بهترین متن حس کش آمدن زمان [پیشنهادی]
همه فیلتر
همه زبان
بهترین ترتیب

نمی‌دانم‌من‌دارم‌روز‌هایم‌را‌می‌کشم‌،‌یا‌روزهایم‌دارند‌مرا ‌می‌کشند؛ ‌در‌هر‌صورت‌جنایتی‌در‌حال‌وقوع‌است..!
_یادداشت‌های‌زیر‌زمینی‌،‌فئودورداستایوفسکی
‌️
1.0
فلسفی روانشناسی یادداشت های زیرزمینی داستایوفسکی حس کش آمدن زمان کش آمدن روزها روزمرگی و گذر عمر
مغز زمان را بر اساس تراکم خاطرات جدید می‌سنجد؛ در ...

کش آمدن روزها؛ جنایت خاموش زمان از نگاه داستایوفسکی:

مغز زمان را بر اساس تراکم خاطرات جدید می‌سنجد؛ در روزهای تکراری، هیپوکامپ اطلاعات تازه‌ای ثبت نمی‌کند و همین خلأ، حس کش‌آمدن زمان را می‌سازد. از منظر روان‌شناسی وجودی، این جمله داستایوفسکی توصیف «زندگیِ زیسته‌نشده» است؛ جایی که فاعل و مفعول تجربه عوض می‌شوند. جالب اینجاست که نورون‌های دوک‌شکل فقط در مغز انسان و برخی نهنگ‌ها یافت می‌شوند و آگاهی از گذر زمان را تشدید می‌کنند. آیا این جنایت را زمان می‌کند یا تکرار؟

راهکار:

این جمله را می‌توان از زاویه‌ی «انفعال در برابر زمان» بازتعریف کرد: وقتی روزها شبیه هم می‌شوند، مغز برای صرفه‌جویی در انرژی، ثبت لحظه‌ها را متوقف می‌کند. نگاهی به پس‌اندازِ خاطراتِ نابِ یک هفته می‌تواند نشان دهد جنایت واقعی فقدانِ تجربه‌ی تازه است، نه خودِ گذرِ زمان.

مشابه ها