تو برزخم...
نه شبيهِ اون قهرمان بچگیام شدم، نه فرزندٍ رويايي خونواده.عاشقى نكردم، نرسيدم، هميشه يه قدم عقبتر...
هرجقدر دويدم، باز آخر خطم.
نه شادى واقعى دارم، نه دنيام با من راه مياد.يه جوونى نيمه جون، داره له ميشه زير بار خودخواهى ها.
بچگی مو مى خوام...
اون پاييزايى كه تنها دغدغهم مشق بود، نه اين كرماى خفه كننده، نه اين همه خستگی.
كى شد بيست سالم؟
اصلاً نفهميدم چجورى گذشت...
جز اين كه همیشه با غم گذشت، با تنهایی:)️
نه شبيهِ اون قهرمان بچگیام شدم، نه فرزندٍ رويايي خونواده.عاشقى نكردم، نرسيدم، هميشه يه قدم عقبتر...
هرجقدر دويدم، باز آخر خطم.
نه شادى واقعى دارم، نه دنيام با من راه مياد.يه جوونى نيمه جون، داره له ميشه زير بار خودخواهى ها.
بچگی مو مى خوام...
اون پاييزايى كه تنها دغدغهم مشق بود، نه اين كرماى خفه كننده، نه اين همه خستگی.
كى شد بيست سالم؟
اصلاً نفهميدم چجورى گذشت...
جز اين كه همیشه با غم گذشت، با تنهایی:)️
2.4
غمگین تنهایی دلتنگی برای کودکی احساس عقب ماندن از زندگی بحران بیست سالگی حس برزخ در زندگی در روانشناسی، پدیدهٔ «بحران ربع زندگی» دقیقاً بین ...