حس بیارزشی و بیکسی در شعر شکایت از فلک:
در روانشناسی به این «اثر نورافکن» میگویند: مغز حضور تو را مرکز صحنه میبیند و غیابت را هم یک فاجعهی کیهانی. آزمایشها نشان داده دیگران حتی نصفِ تغییراتی را که فکر میکنی متوجه میشوند هم نمیشوند. نکتهی عصبشناختی: شبکهی پیشفرض مغز وقتی بیکاری، مدام «ارزش تو از نگاه دیگران» را بازپخش میکند؛ این یعنی حس بیارزشی یک «خطای محاسبه» است، نه گزارش واقعیت. اگر هیچکس دلتنگ نیست، پس این متن برای کی نوشته شده؟
راهکار:
این ناامیدی نه بیانِ حقیقت، که افشای درد است؛ حتی ادعای «هیچکس دلتنگ نیست» خودش یک جور التماس برای دیدهشدن است. همانکه میگوید دنیا بیاو لنگ نیست، عمیقاً نگران جای خالی خودش است.