نیمه گم شده را پیدا کردم و گم شد؛ تجربهی جدایی:
در رساله ضیافت افلاطون، انسانها در اصل چهار دست و پا بودند و زئوس آنها را دو نیم کرد؛ از آن پس هر نیمه به دنبال نیمه دیگر میگردد. جالبتر اینکه fMRI نشان میدهد طرد عاطفی همان نواحیای را فعال میکند که درد جسمی فعال میکند؛ یعنی مغز «از دست دادن» را مثل شکستگی استخوان تجربه میکند. شاید به همین دلیل است که نیمه گمشده پس از پیدا شدن، اگر گم شود، دردی واقعی و فیزیکی به جا میگذارد.
راهکار:
میشود این جمله را از زاویهی حافظه عاطفی دید: مغز بعد از فقدان، نسخهای ایدهآلتر از رابطه میسازد و خاطره را پررنگتر از خودِ رابطه بازسازی میکند. چیزی که گم شده، شاید بیش از آنکه خودِ او باشد، تصویری است که در ذهن تو ساخته شده؛ همین تصویر است که درد را واقعی و ماندگار میکند.