بودنت ستارهی شبهای تاریک من است:
در پردازش بصری، مغز تاریکیِ اطراف یک نقطهی نورانی را عمیقتر از واقعیت میسازد تا کنتراست را بالا ببرد و آن نقطه را برجستهتر ببیند. برای همین است که یک ستاره در شبِ سیاه، از نظر عصبشناختی محرک قویتری برای ترشح دوپامین است تا همان نور در روشنایی. حضور آدمها هم در تاریکی همین اثر را دارد؛ مغز آنها را مهمتر از چیزی که هستند پردازش میکند.
راهکار:
این تصویر را میشود از دریچهی گرانش هم دید: بعضی آدمها فقط نور نیستند؛ آنها مثل یک میدان مغناطیسی، مدار فکر و حال ما را هم از آشفتگی بیرون میآورند و به نظم میرسانند.