خستگی از حرفهای تکراری؛ نشانهی تغییر نیازها:
مغز انسان ذاتاً برای تازگی طراحی شده؛ نورونها در برابر محرک تکراری پاسخشان کم میشود، به همین دلیل همان جملهی تکراری بعد از چند بار دیگر هیچ پیامی منتقل نمیکند. این پدیده در روانشناسی «عادتپذیری» نام دارد و همان چیزی است که باعث میشود حتی عاشقانهترین حرفها به صدای پسزمینه تبدیل شوند. ادبیات هم میگوید تکرار، برجستهسازی میآفریند؛ اما مغز آن را دکمهی بیاعتنایی میداند. آیا راهی جز تغییرِ فرم و زبان برای تازهکردن شنیدن باقی میماند؟
راهکار:
شاید خستگی از خودِ حرفها نیست؛ خستگی از نبودِ تجربهی تازه در شنیدهشدن است.