عشقی که در آن حرف زدن حکم اعدام داشت:
نظریه «مارپیچ سکوت» الیزابت نوئل-نویمان میگوید ترس از انزوا باعث میشود صدای مخالف خودسانسور شود؛ در رژیمهای سرکوبگر این ترس به اعدام میرسد و اکثریتِ خاموش را شبیه اجماع میکند. استالین حتی یک جوک را به گولاگ تبدیل میکرد. پس نقاشی و شعر، زبان رمزی بقا میشوند. حالا سؤال: وقتی کلام اعدام دارد، هنر چطور حرف میزند؟
راهکار:
این شهر، استعارهای از فضایی است که در آن بیان، جان میگیرد و سکوت، تنها راه بقاست؛ عشق در چنین جایی به جای کلام، در نشانهها و رمزها زندگی میکند. شاید آن نقاشی/ابداع، خودش یک زبان مخفی بوده که از چنگ اعدام فرار کرده است.