یجایی که بدیها را ببرم؛ حرف پدر و اشکهای پنهان:
مفهوم «کاتارسیس» ارسطو: تماشای تراژدی باعث تخلیه هیجانی میشد. گریه در خلوت هم ترشح اندورفین را بالا میبرد و خوددرمانی میکند. روانشناسان از «فضای سوم» حرف میزنند—جایی بین خانه و کار برای بازیابی روان، درست مثل این شعر که «یجا» را میجوید تا بفهمد، نبیندش کسی، و بپرد. اگر این فضا فقط در ذهن ساخته شود، آیا کافیست؟
راهکار:
این شعر فریاد نیاز به «مکان سوم» روانی است—فضایی نه خانه، نه جامعه، که مال خودت باشد. جایی که بدیها را بشویی، اشکها را بیقضاوت بریزی و برای «پریدن» نقشه بکشی. شاید این یجا یک مکان فیزیکی نباشد، بلکه آئینی روزانه مثل نوشتن بیسانسور یا یک قدمزدن شبانه باشد. ساختن این خلوت درونی، آن بالهای خیال را واقعیتر میکند.