خدا خودکشی را حرام کرد، بندگان زندگی را سخت کردند:
جالب است بدانید که در روانشناسی، پدیدهای به نام «درماندگی آموختهشده» (Learned Helplessness) دقیقاً همین حس عدم کنترل بر رنج را توصیف میکند. آزمایشهای سلیگمن با سگها نشان داد وقتی موجودی نمیتواند از شوکهای دردناک فرار کند، حتی وقتی راه فرار باز است هم تلاش نمیکند. اینجا هم گوینده میان دو قانون گیر افتاده: قانون الهی که راه خروج (خودکشی) را بسته و قانون بشری که رنج را چند برابر میکند. سؤال: آیا میتوان از این دور باطل با تغییری در نگاه (نه در شرایط) خارج شد؟
راهکار:
این بیت به تضاد میان امر الهی و رفتار انسانها اشاره دارد. شاید بتوان از زاویهای دیگر نگاه کرد: همانطور که خدا خودکشی را حرام کرده، به انسانها هم دستور داده که یکدیگر را آزار ندهند (آیه «و لا تقتلوا النفس التی حرم الله»). پس اگر بندهها زندگی را سخت میکنند، در واقع نافرمانی از همان خدایی میکنند که خودکشی را قدغن کرده است. این پارادوکس نشاندهندهٔ شکاف بین دین رسمی و رفتار اجتماعی است.