.... خیالت در زیر پوستم حل میشد و به من میپیوست. انگاه ارزویی محال در من رخنه میکرد، هوس داشتنت. شاید به نظر بد نباشد ولی؛ رویایی بیش نیست، که می دانم مرا تا سرحد جنون، مجنون خواهد کرد. ولی این تخیل، چیزی نیست که مرا نابود کند، نه. چیزی که مرا میکُشد، فکر این است اگر زمان ذوب شود و به روزمرگی خفت بار خود بازگردد، تو هیچ کدام از این خاطراتی که با تو ساختم را به یاد نخواهی اورد..... ️
3.0
عاشقانه غمگین ترس از فراموش شدن خاطرات عاشقانه تخیل عاشقانه هوس داشتن مغز خاطرات دارای بار عاطفی را نه مثل فیلم، بلکه به...